سایه ی تنهایی
سایه ام امشب ز تنهایی مرا همراه نیست / گر در این خلوت بمیرم هیچ کس آگاه نیست
من دراین دنیا به جز سایه ندارم همدمی / این رفیق نیمه راه هم گاه هست و گاه نیست.
غربت آن نیست که تنها باشی ، فارغ از فتنه فردا باشی
غربت آن است که چون قطره ی آب در پی دریا باشی
غربت آن است که مثل من و دل در میان همه کس یکه و تنها باشی.
گر بدانم نیستی غمی نیست ز تنهایی …. اینکه هستی و تنهایم غم دارم.
دلی بستم به آن عهدی که بستی ، تو آخر هردو را باهم شکستی.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۲:۳۳ ق.ظ توسط A.M
|

من آن غریبه ی دیروز... آشنای امروز و فراموش شده ی فردایم...