آری ...تو راست میگویی آسمان مال من است

پنجره ‌‌...

فکر ...

هوا ...

عشق ...

زمین...

 مال من است!

اما سهراب تو قضاوت کن بر دل سنگ زمین جای من است؟

من نمی دانم که چرا این مردم دانه های دلشان پیدا نیست...

صبرکن سهراب!

قایقت جا دارد؟

من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم...

دارم دنبال چیزی میگردم ... کجاست ؟

میدانی ... قول و قرار هایمان ... عهد و پیمان هایمان را گم کردم ؟

لعنتی ...

کجاست ؟ آه ... زیر پایت ... نابود شدند !!!